خرید بک لینک
چاره ی دیگری نبود...
باید تو در خون خودت دست و پا می زدی
تا ما در نادانی هایمان دست و پا نزنیم...


توضیح: فرازی از زیارت اربعین ابا عبدالله (ع) - لِیَستَنقِذَ عبادَک مِن الجهالة و حیرة الضّلالة...

برچسب: نویسنده: بردیا رضایی تاريخ: پنجشنبه 27 دی 1397 ساعت: 4:34

بعد این همه سال یه روز یه جا دیدمت........ دست و پامو گم کردم..........درست همون موقع بود که نمیدونستم چیکارکنم...........مثل خیلی وقتا که سرمو میندازم پایین به سنگفرشا خیره شدمو رفتم...............در

برچسب: نویسنده: بردیا رضایی تاريخ: پنجشنبه 27 دی 1397 ساعت: 4:34

یه عده ادمم هستن که کم هستن ولی خب هستن دمشونم گرم یه عده ادمم هستن که کلا نیستن که باز دمشون گرم که تکلیفشون لاقل با خودشون معلومه دسته ی سوم اونایین که نه هستن نه نیستن بنده های خدا سرشون خب شلوغه د

برچسب: نویسنده: بردیا رضایی تاريخ: پنجشنبه 27 دی 1397 ساعت: 4:34

یلدای امسال دیگه مثل سال قبل نبود چون من دیگه اون ادم سال قبل نبودم............... هنوز ساعت یادگاریت دستم بود حتی تو خواب........... ساعت نزدیک 5 غروب بود........... بوتامو پام کردمو شال گردنمو دورگر

برچسب: نویسنده: بردیا رضایی تاريخ: پنجشنبه 27 دی 1397 ساعت: 4:34

_سلام

خوبی

دیروز ناراحت شدی؟

_سلام

ممنون

نه

_ میشدیم مهم نبود

.

.

.

_باشه.

برچسب: نویسنده: بردیا رضایی تاريخ: پنجشنبه 27 دی 1397 ساعت: 4:34

صفحه بندی